عملیات رمضان

 منبع : Heydarpoor.ir

 نويسنده : دکتر عوض حیدرپور    ایمیل : info(@)heydarpoor.com

 نوشته شده در تاريخ : 1391/06/06   ( آخرين ويرايش : 1391/06/13 )

ما را همان روز 21 تيرماه كه در واقع 21 رمضان هم بود توجيه كردند و وضعيت منطقه، كانال ماهي، نشوه، تنومه، زيد، شلمچه و بصره را مجددا يادآور شدند

يادم هست تيپ امام حسين (ع) در آن عمليات 18 گردان سازماندهي شده داشت و در سازمان قرارگاه فتح عمل مي كرد. فرمانده قرارگاه فتح آقاي رداني پور شد و قرار هم شد تيپ به لشكر امام حسين(ع) تبديل شود. ما مامور ايجاد اورژانس شديم. اورژانس نزديك يكي از ميله هاي مرزي بود فكر كنم به پاسگاه زيد فاصله ما كمتر بود تا بوبيان.

خدا رحمت كند حاج احمد كاظمي را، يكنفر داشت بنام آقاي ماهيان كه خودش را دكتر جا زده بود ولي پزشكيار اخراجي نيروي دريايي ارتش بود او را آورد و به من گفت اورژانس را با آقاي دكتر ماهيان اداره كنيد. اورژانس 6 تخته ما با 12 تخت تشكيل شد و عمليات آغاز شد. اورژانس را هم خودمان از بعدازظهر 22 تيرماه ساختيم و ساعت 12 شب و اول روز 23/1/1361 آماده شد.

عمليات از ساعت 22 آغاز شد. اخباري كه داشتيم حاكي از پيشروي خوب بچه ها بود. فكر ميكنم مجروحين تيپ هاي 17 علي ابن ابي طالب، نجف اشرف و امام حسين عمدتاً و 25 كربلا به اورژانس ما مي آمدند كه نقش اورژانس مادر را هم داشت. دكتر امرالله احمدي(مرحوم) هم در اين اورژانس دو سه روزي با ما كار ميكرد و بعداً رفت.

آنچه من بياد دارم و در گزارش هايم هست اين است كه آن شب تيپ 25 كربلا كه بچه هاي شهرضا هم در آن يك گردان داشتند از آب گرفتگي هاي پايين كانال ماهي عبور كردند و به غرب آن رفتند و بخشي از بچه هاي آنها هم از پلي كه خود عراقي ها روي دهنه 800 تا 1000 متري كانال داشتند عبور كردند و در غرب كانال ماهي مستقر شدند و سرپل گرفتند.

بچه هاي تيپ امام حسين(ع) در شمال بچه هاي تيپ 25 كربلا عمليات انجام دادند و به كانال رسيدند. فكر كنم محدوده تصرف آنها حدود 10 كيلومتر بود در شمال تيپ امام حسين(ع) تيپ 17 قم عمليات كرد و عمدتاً مجروحين آنها براي ما مي آمدند. و در شمالي ترين نقطه منطقه اين قرارگاه كه ما بايد پوشش مي داديم شهيد احمد كاظمي همان شب اول عمليات تا كانال ماهي جلو رفتند و از ضلع شمالي كانال تا شمال نهر كتيبان رفتند و به جاده تنومه نشوه رسيدند كه اينجا خشك بود و وقتي من با آمبولانس ها رفتم زمانيكه به اين جاده رسيديم، هيچ چيزي هم جلوي ما نبود برگشتيم چون واقعاً نمي دانستيم اين جاده به كجا خواهد رفت فكر كنم ما تا 40 كيلومتر آنروز در عمق عراق جلورفتيم.

آن روز 240 مجروح ما از اورژانس خودمان تخليه كرديم و فكر كنم حدود 200 نفر هم تير و تركش  خورده سرپايي درون مراجعه به اورژانس به عقب رفتند.

ساعات بعد از ظهر به دليل فشار سنگين عراقي ها و هجوم تانكهايشان بچه هاي ما عقب نشيني كردند ولي در منطقه ماندند.

مرحله اول تا عصر 24/4/61 به طول انجاميد و به ما هم گفتند كه در اورژانس بمانيد كه مرحله دوم امشب آغاز ميشود. مرحله دوم آن شب انجام نشد و  ساعت 10 شب جمعه 25/4/61 آغاز شد.

مسيرهاي عملياتي همانند شب اول بود و اورژانس همانجا ماند. البته يك اورژانس هم بالاتر زدند كه بچه هاي جنوب آنرا زدند. عمليات فقط 24 ساعت بطول انجاميد پيك تخليه مجروحين ساعت 11 صبح 26/4/67 بود آنروز حدود 200 نفرمجروح از اورژانس ما تخليه شد چند فروند هلي كوپتر هم از منطقه مجروح تخليه ميكردند . يادم هم رفت بنويسم كه با شروع عمليات حضرت امام پيامي به مردم عراق فرستادند و بخصوص به مردم بصره تاكيد كردند كه به نيروهاي مسلمان ايراني كمك كنند تا صدام را بركنار كنند ولي متأسفانه هيچ حركت مثبتي از مردم عراق ديده نشد. فكر كنم پيام حضرت امام به تاريخ 23 رمضان 1402 منتشر شد .

از روز 27/4/61 تا 29/4/61 عراق پاتكهايش را در منطقه شروع كرد و ما چون ديگر نيرو در اين مرحله عملياتي نداشتيم عصر روز 29/4/61 براي رفع خستگي به انرژي اتمي آمديم ما در مرحله سوم عملياتي نبوديم ولي جالب است بدانيد صدام حسين روز 30/4/61 به منطقه آمد آنجا مصاحبه كرد كه ايراني ها مسلمان نيستند امروز كه روز عيد فطر است و آخرين روز رمضان را پشت سر گذاشته ايم نبايد آدم ها كشته شوند و ماه رمضان ماه حرام بود و از اين حرفها و به فرماندهان خود اولتيماتوم داد و بهرحال عمليات مرحله سوم فقط به انهدام نيرو و تجهيزات عراقي ها منجر شد.

روز 1/5/61 هم خبردار شديم مرحله چهارم عمليات انجام شده كه از شلمچه رفته بودند و اينجا هم جوابي ندارد.

<< آخرین صفحه   1 2 3 4 5 6 7 8   اولین صفحه >>