عملیات رمضان

 منبع : Heydarpoor.ir

 نويسنده : دکتر عوض حیدرپور    ایمیل : info(@)heydarpoor.com

 نوشته شده در تاريخ : 1391/06/06   ( آخرين ويرايش : 1391/06/13 )

دريغ است اگر يادي از شهيد محمدرضا شفيعي نشود كه از زخمي‌هاي مرحله دوم آزادسازي خرمشهر است و تركشي در كنار قلب بود و در میانه راه عمليات رمضان در بيمارستان به شهادت رسيد و همچنين به جاست كه يادي از شهيد محمدعلي شهري بشود كه از نيروهاي عمليات و رزمنده‌هاي جنوب بود و در شهرضا با تركش نارنجك منافقين به شهادت رسيد.

وعلاقه دارم با تقديم بهترين درودهايم به روان پاك همه شهيدان عمليات رمضان بطور ويژه يادي از حاج سيد مهدي رهنمايي داشته باشم كه انصافاً از عرفاي مجاهد و از سخت كوشان عرصه هاي دفاع مقدس بود.

دو خاطره به يادماندني از  مرحله پنجم عملیات  دارم، يكي شب اول بود حدود ساعت 3 بعد از نيمه شب، برادر خودم حاج سيف الله را آوردند به اورژانس سرپا بود ولي رنگ پريده، تيري به دستش خورده بود و يك تير كاليبر هم به شكمش، پس از پانسمان و رسيدگي او را هم مانند ساير بچه هاي مجروح آماده اعزام به اهواز نموديم و به همراه چند نفر مجروح ديگر با آمبولانس به اهواز اعزام كرديم. فرداي آن شب برادران راننده ي آمبولانس از اهواز خبر آورند كه مورد عمل جراحي لاپاراتومي قرار گرفته و مقداري از امعاء و احشاي او را از شكمش خارج كرده اند و ديگر خاطره بعد از نيمه شب  عراقي ها حمله كرده بودند در اين حال يك هواپيماي عراقي آمد يك سري از منورهاي ويژه هواپيما را ريخت و رفت در برگشتن از وسط نور همين منورها گذشت كه بچه هاي تيپ هم با يك قبضه موشك غنيمتي از خود عراقي ها آن هواپيما را سرنگون كردند و خدا مي داند كه چه وجدي و شوروحالي در بين بچه ها در آن نيمه شب به وجود آمد در حاليكه عراق حمله كرده بود خداوند اينطور آن هواپيما را سرنگون و اسباب مسروري بچه هاي ما را فراهم كرد. برادر بديعي كه از نيروهاي آزمايشگاهي بهداري اصفهان بود آنشب با ما بود و هر وقت او را مي بينم مصر است آن شب را يادآوري كنيم.

با ختم عمليات رمضان آمديم دارخوين و يك مرخصي يك هفته اي گرفتيم براي عزيمت به تهران و رسيدگي به مجروحين شهرضايي و از آنجا رفتيم تهران، در ادامه شيراز و پس از جمع وجور كردن مجروحين و اتمام مرخصي مجدداً برگشتيم دارخوين براي ادامه كار در تيپ.

<< آخرین صفحه   3 4 5 6 7 8   اولین صفحه >>