عملیات بدر

 منبع : Heydarpoor.ir

 نويسنده : دکتر عوض حیدرپور    ایمیل : info(@)heydarpoor.com

 نوشته شده در تاريخ : 1391/06/06   ( آخرين ويرايش : 1392/02/07 )

عمليات بدر

در عمليات بدر كه ياد شهدايش گرامي باد، من به عنوان پزشك مسئول اورژانس بهداري تيپ قمر بني هاشم سپاه در هور مستقر بودم. روز اول پس از آغاز عمليات با وجود اكراه مسئول بهداري سپاه دوم سيدالشهدا (ع) كه در آن روز برادر دكتر مصطفي قاسمي بود به اتفاق جمعي از امدادگران، بهياران و يكي دو تا پرستار و نيروي بهداشت كار عازم منطقه شرق رودخانه دجله شديم. درگيري نيروي خودي و دشمن در منطقه اي به عمق حداكثر 2 تا 3 كيلومتر بود و حداکثر فواصل درگيري حدود 1 كيلومتر بود. اورژانس بهداري تيپ را كه در واقع پست امداد بود در كنار دژ ايجاد شده توسط عراقي ها داير كرديم.  و رسيدگي به مجروح ها شروع شد. فردای  آنروز لودر و بلدوزر توسط بارج هاي خودي  به شرق دجله آمد، يك جايي از دژ را بريديم و با پوشاندن سقف كانال وسط دژ در ظاهر اورژانس ساختيم. در مجموع پنج شبانه روز آنجا بوديم. بيش از نهصد و پنجاه مجروح را از آن اورژانس تخليه كرديم.

كه در اينجا به حال دو تا از مجروحين اشاره مي كنم يكي از آنها برادري بسيجي بود كه تركش به سرش اصابت كرده بود و با اغما و استفراغ و آسپيراسيون ريوي به اورژانس آورده بودند. برايش رگ گرفتيم، لوله تراشه گذاشتيم و شجره برونشي او را با ساكشن پاك كرديم و او را به عقب فرستاديم چند ماه بعد در يكي از اردوهايي كه بنياد شهيد گذاشته بود و (به دليل مسئوليت معالجه و تكفل جانبازان در آن موقع)، برادارن جانباز را به اردو آورده بود آن برادر را ديدم كه از هر دو چشم نابيناست و با حال خوش به اردو آمده است. دومي برادري بود سپاهي،‌ جمعي سپاه شيراز كه در حالت اغما و بدون نبض و تنفس به اورژانس آمد. فوراً برايش از ژوگولر و وريد راني قطع شده رگ گرفتيم و با 13 ليتر محلول كريستالوئيد و كلوئيد او را احيا نموديم. يك پايش از محل لگن قطع بود. شريان راني او  را با امكاناتي كه داشتيم بستيم و پس از پگ و پانسمان محكم و فشارنده  به  بیمارستان شهید بقایی فرستادیم.

اگر شرايط اجازه داد كل خاطرات عمليات بدر را در اين يادداشت خواهم آورد و اين مختصر فقط بهانه اي بود كه اشاره بكنم به يادي از بدريون به برادري كه  فاميلش كاملي و بهيار شبكه فريدونشهر بود (فريدون شهر اصفهان). همه كار مي كرد از روز اولي كه او را در اورژانس مستقر در هور ديدم تا وقتي كه شهيد شد. (9) نه روز طول كشيد، چقدر زيبا بود آن نه روز. چه سيمايي؟ ملكوتي! چه دلي؟ به اندازه دريا و مملو از تمام ارزش ها! چه همتي؟ وصف ناشدني! چه پاياني؟ شهادتي دوست داشتني! چقدر کار ؟ بی نهایت.



دانلود فايل : عملیات بدر ( 218KB )

<< آخرین صفحه   1 2   اولین صفحه >>