ياد برادر شهيدم مسيح الله حيدرپور

 منبع : Heydarpoor.ir

 نويسنده : دکتر عوض حیدرپور    ایمیل : info(@)heydarpoor.com

 نوشته شده در تاريخ : 1391/12/04   ( آخرين ويرايش : 1392/02/07 )

 بچة بسيار شيرين و مهرباني بود و يادم هست در همان سال زمانيكه 7 ماهه بود دچار بيماری  سينه پهلو شد و همة ما كه سينه پهلو را مي‌شناختيم فكر ميكرديم كه فوت می کند و حقيقت را هم بگويم ما آن شب در خانه پولي نداشتيم كه او را براي معالجه به نزد دکتر ببريم. همسايه اي داشتيم به نام خانم كربلايي كشور جاوري كه همسر مرحوم حاج ابوالقاسم آقاخاني بود. كربلائي كشور در آن غروبي كه من هيچگاه يادم نمي رود مادر ما را صدا زد و به او گفت ما در خانه پول داريم.  بيا پول بگير و مسيح را ببر اقاي دكتر كلباسی او ببيند خدا رحمت كند مرحومه كربلايي كشور را و مرحوم دكتر كلباسی را كه سالهاست روي در نقاب خاك كشيده اند. مادرم پول را از كربلايي كشور گرفت و مسيح را نزد مرحوم دكتر كلباسي برد. آنچه در ذهن من مانده است تعدادي آمپول پني سيلين براي او نوشتند و با تزريق آن ها به او كه در آن زمان داستان خودش را هم داشت، مسيح از آن سينه پهلو جان سالم به در برد و زنده ماند كه سرباز خميني باشد و در فتح الفتوح جنگ به شهادت برسد و امام به آن ها بگويد كه من بر دست و بازوي آن ها بوسه مي‌زنم.

 

اينجا بد نيست يادي هم از مرحوم حاج عبدالكريم احمديان داشته باشم كه آن زمان بهيار بهداري شهرضا بود و منزل ايشان در محلة ما بود و هم محله اي ما بود. خدا رحمتش بكند. آن روزها آمپول‌هاي يكبار مصرف نبود. سرنگ هاي شيشه‌اي بود كه پس از تزريق سرنگ و سرسوزن را در آب جوش گذاشتند تا استريل بشود. و آن شب ها من يادم هست كه با همان سرنگ ها تزريق هاي مسيح هم در منزل حاج عبدالكريم انجام شد. آن مرحوم مرد خدمتگزاري به مردم بود ، بگذريم.

بعد از اين حادثه مسيح ديگر دچار بيماري سخت نشد و از همان كودكي به ورزش باستاني و شنا پرداخت. هم در ورزش باستاني صاحب سبك شد و پيشرفت كرد و هم در شنا به مرتبه‌ي استادي رسيد. به طوريكه وقتي دانشجوي رشته تربيت بدني شد گرايش تخصصي خود را شنا انتخاب كرد و با وجوديكه عمر دانشجويي او طولاني نشد از قهرمانان شناي كشور شد.

در خانه و در دوران محصلي شاگرد خصوصي سيف ا... شد و سيف ا... از او رزمنده اي و مبارزي درست و حسابي ساخت

<< آخرین صفحه   1 2 3 4   اولین صفحه >>