ياد برادر شهيدم مسيح الله حيدرپور

 منبع : Heydarpoor.ir

 نويسنده : دکتر عوض حیدرپور    ایمیل : info(@)heydarpoor.com

 نوشته شده در تاريخ : 1391/12/04   ( آخرين ويرايش : 1392/02/07 )

با ديدن زبان بين دندان ها و سر تراشيده با دقت به بررسي او پرداختيم. پوتين هاي او رامورد بررسي قرار داديم. روي لبه پوتين هايش نوشته بود مسيح ا... حيدرپور و اينطوري او را شناسايي كرديم و همان شب جنازه او را به سوي شهرضا حركت داديم. بعد از ظهر پنجشنبه نوزدهم جنازه او را همراه با چند نفر ديگر شهيد به اصفهان رسيد و بعد از ظهر روز جمعه بيستم فروردين ماه 1361 او را تشييع كرديم و در گلزار شهدا به خاك سپرديم.

بعد از خاكسپاري او به خانه آمديم. از مرحوم پدرم پرسيدم شما چگونه و با‌ آن صلابت و محكمي گفتيد كه مسيح به شهادت رسيده است. پاسخ داد شام عيد يعني ساعات شب روز يكشنبه اول فروردين در عالم خواب پدرم (باباجون) را به خواب ديدم كه وسط حياط خانه پدري سر مرا را كه روي يك چهارپايه اي نشسته بودم ميتراشيد و وقتي نصفه از سرم را تراشيد مرا رها كرد و رفت. وقتي بيدار شدم فكر كردم كه چه اتفاقي ممكن است بيفتد. به ياد جبهه افتادم. گفتم دكتر كه در بهداري است و جايش خوب است. مسيح و سيف ا... هستند كه در خط مي جنگند و زمانيكه داداش سيف ا... هم برگشت برايم قطعي شد كه مسيح به شهادت رسيده است

پس از تشييع جنازه او روز شنبه بيست و يكم فروردين ماه براي او ختم گرفتيم و مراسم شب هفت او را روز جمعه 27/1/1361 كه دوستان او بتوانند از تهران و اصفهان و قم بيايند برگزار کردیم. زمانيكه رفقاي او از تيپ 17 قم آمدند گزارش دادند كه عصر روز يكشنبه يكم فروردين ماه كه عراقي با هدف بر هم ريختن سازمان رزم ايران به تيپ ما حمله كردند. مسيح در كنار خاكريزي در حاليكه بلوز نظامي خود را درآورده بود دراز كشيده  

و همرزم های او در آن جلسه گزارش دادند كه چه حماسه اي در آن عصر و مصاف با تانك‌ها آفريده است و به تنهایی دهها تانک عراقی را با آر پی جی شکار کرده است ./ق

<< آخرین صفحه   1 2 3 4   اولین صفحه >>