برگی از خاطرات سالهای 1356 و 1357

 منبع : Heydarpoor.ir

 نويسنده : دکتر عوض حیدرپور    ایمیل : info(@)heydarpoor.com

 نوشته شده در تاريخ : 1391/06/07   ( آخرين ويرايش : 1392/02/07 )

احتمالاٌ راجع به آنکه در سال 1356 بر ما گذشته من در  دو سه جای دیگر مطلب نوشته ام آنچه را که من در خلال دفترچه های یاداشت بطور خلاصه هست می توانم آنها را اینطور مرور کنم.

شاید نوشته باشم که چگونه 19 دیماه قم آمدیم وچه اتفاقات عجیب وجالبی را دیدیم که یک مرتبه مارا دگرگون کرد .

از جمله حوادث بعد از این مطلب عید نوروز1357 است. واقعاٌ برای ما عید نبود ، حال وهوای انقلاب آنگونه ما را گرفته بود که بر بال ملائک سوار و ملکوتی بودیم. همه جا با رفقا بحث انقلاب و پیروزی وامام بود . جالب هم بود ما بخش داخلی داشتیم وتا روز دوشنبه 29/12/56 در بخش ماندیم . خدا رحمت کند مرحوم استاد دکتر اردوبادی را که آنقدر سخت گیری می کرد که یک روز فرار یا ترک از بخش ممکن بود که یک ترم آدم را عقب بیندازد . غروب دوشنبه 29/12/57 با اتوبوس راهی شهرضا شدیم وبلیط هم گیر نمی آمد ولی آقای جعفر شه مرام که در گاراژ ترانسپورت بوذرجمهر کار میکرد ما را هر جور بود سوار کرد . من و رضاخان با هم بودیم . از سه شنبه که عید بود تا پنج شنبه که دهم فروردین  شهرضا بودیم. روز پنج شنبه به اصفهان آمدیم . آنجا تظاهرات عظیمی و مجلس ختم برای  چهلم شهدای تبریز برقرار بود . زد وخورد جانانی هم شد و عصر ما آمدیم قم و از آنجا به تهران آمدیم . شب جمعه را قم منزل مرحوم حاج حسین تیموریان ماندیم . و جمعه راهی تهران شدم . از روز شنبه هم کشیک بخش ها شروع شد. و روز یکشنبه 13 عید بود . از صبح دوشنبه چهاردهم فروردین ماه درس شروع شد از جمله حوادث این سال برای من و مهمترین آن مراسم عروسی بود . ما در اوایل سال 56 زن عقد کرده بودیم وعسرت جوانی کاری کرد که پنج شنبه 15/4/1357 عروسی کردیم روز عروسی هم جالب بود پنج شنبه 15/4/57 تا ساعت 10:00 صبح من امتحان داشتم . امتحان درس آمار و اپیدمیولوژی بود که در محل دانشکده بهداشت باید امتحان می دادیم وبعد از آن من راهی گاراژ شدم که در خیابان بوذر جمهری بود ونهایتاًٌ با هر سختی بود ساعت 17 عصر خودم را رساندم شهرضا.  همه منتظر من بودند وبهر حال داماد رسید . حاج آقا رسول یادش بخیر ، گفت ! نگفتم هر جور که باشدخودش را می رساند و عروسی به هم نمی خورد . بهر حال ما شب جمعه 15/4/57عروسی کردیم و فردا شب مجداداً به تهران برگشتیم چون من بخش داخلیم تکرار شده بود در واقع تنبیه شده بودم ومی بایستی تابستان را هم می ماندم . شنبه17 تیر ماه 1357مجدداً به بخش آمدم و کار را به تنهایی در بخش شروع کردم.



دانلود فايل : برگی از خاطرات سالهای 1356 و 1357 ( 178KB )

<< آخرین صفحه   1 2 3 4   اولین صفحه >>