برگی از خاطرات سالهای 1356 و 1357

 منبع : Heydarpoor.ir

 نويسنده : دکتر عوض حیدرپور    ایمیل : info(@)heydarpoor.com

 نوشته شده در تاريخ : 1391/06/07   ( آخرين ويرايش : 1392/02/07 )

 روز شنبه بعد 25/6/ 57 حادثه طبس اتفاق افتاد و زلزله آمد که چند روزی را هم در آنجا گذراندیم و با شروع ترم تحصیلی و سال جدید روز چهار شنبه 30 شهریور به تهران آمدیم که ثبت نام ترم جدید بکنیم و از همان روز شنبه دوم مهرماه که بخش آمدیم عملاٌتظاهرات مبارزات و کارهای انقلابی شروع شد و ادامه یافت .

 

یکشنبه 24/7/ 57 را امام عزای عمومی اعلام کردند و چهلم شهدای هفده شهریور و سالگرد آقا مصطفی و....و همه جمع شدند در این روز . ( و مسجدی در کرمان در این روز به آتش کشیده شد که در یادداشتها نوشته ام .) با اینکه تیر و ترکشی ردوبدل نشد ولی روز سختی بود . شب جمعه 28 مهر در خوابگاه و روز جمعه 29 مهر ماه در دانشگاه تظاهرات خوبی برگزار شد که شرکت کردیم . هشتم آبان ماه یکشنبه هم نوشته ام در تظاهرات در اطراف دانشگاه شرکت کردیم ..روز جمعه 13 آبانماه به دعوت علما به دانشگاه آمدیم . محصلین دبیرستانی تهران هم آمده بودند . گاردی ها هم با نا مردی تمام جلوی دانشگاه تهران دانش آموزان را به رگبار بستند و جمعه شب تلویزیون فیلم آن را پخش کرد که فردا صبح مردم به خیابان آمدند . روز جانانی بود هم برای ما که در کار تظاهرات فعال بودیم و هم گاردیها و ماءموران حکومت نظامی . از جمله کار های خوب آنروز پائین کشیدن مجسمه شاه در دانشگاه تهران بود . و ماموران حکومت نظامی هم آنروز دیگر کاری نکردند .

و تقریباٌ دانشگاه بطور رسمی از 14/7/ 57 تعطیل شد . اگر چه برای ما تقریباٌتعطیل بود . روز چهار شنبه 18/8/ 57 آمدیم بهشت زهرا ودر مراسم تجلیل و تدفین شهدا شرکت کردیم البته آن روزها مثل حالا نبود و رفتن به بهشت زهرا با اتوبوس واحد و آنهم از طریق راه قدیم قم خیلی سخت بود .

اول آذر ماه بود که امام خمینی اعلامیه تازه ای دادند و گفتند که محرم ماه پیروزی خون بر شمشیر است و شاه رفتنی است روز جمعه 10/9/57 شب منزل تعدادی از بچه ها بودیم در خیابان استاد معین . شب برای الله اکبر به پشت بام رفتیم . وروز یازدهم آذر ماه در تظاهرات بازار شرکت کردیم . روز بسیار سختی بود . تا پایان هفته تهران ماندیم . روز جمعه17 آذر 57 با اتوبوس به شهرضا آمدیم . صبح روز یکشنبه 19 آذر که روز تاسوعا بود برای راهپیمائی شهرضا رفتیم .

مراسم از مدرسه علمیه امام حسین (ع) و مسجد مطیعی شروع شد و تا شاهرضا آمدیم . خیلی جالب بود . یکی از آقایانی که برای قرائت قرآن رفت حتی سوره های کوچک قرآن را هم بلد نبود بخواند . پس از آنکه راهپیمائی تمام شد به خانه آمدیم و حاج آقا رسول که آمد خبر دادکه بچه ها برای پایان کشیدن مجسمه رضا شاه به فلکه مرکزی رفتند که ما هم بسرعت خودمان را به آنجا رساندیم . از فعالین برنامه آقای علی انصاری بود و آقای یونسی و آخر کار هم رحیم مصدقی تانکری آورد و مجسمه را پائین کشیدند . چقدر آن لحظه ها شیرین وبه یاد ماندتی بود . اولین مجسمه در شهرضا به پائین کشیده شد . روز نوزدهم آذر 1357 روز تاسوعا و به همین دلیل میدان مرکزی شهرضا  تاسوعا نام گرفت.

<< آخرین صفحه   1 2 3 4   اولین صفحه >>