یادی از انتخابات مجلس هفتم

99/12/07 - 08:56
192 بازدید 1 دقیقه زمان مطالعه

یادی از انتخابات مجلس هفتم

 

یادی از انتخابات مجلس هفتم

به دنبال اتفاقی که در مجلس ششم افتاد من تصمیم گرفتم که تا پایان عمر در بیمارستان خدمت کنم و تقریباً تا آخر شهریور ماه ۱۳۸۲ مصمم بودم که در انتخابات بعدی شرکت نکنم. از شهریور ماه تا 15 آذر ۱۳۸۲ اتفاقاتی افتاد که رسماً در فضای شهر اعلام کردم برای نامزدی مجلس هفتم به صحنه خواهم آمد. خلاصه آن اتفاقات به این صورت بود که حس کردم دوستان اصطلاحاً غیراصولگرا بسیج شده اند تا حداقل اگر اصلاح طلب نشد یکنفر از کارگزاران و حداقل لیبرالها را به عنوان نماینده به مجلس بفرستند. 16 آبان ماه 1382 روز جمعه دوازده رمضان بود . برای نماز جمعه (تهران) رفتم . از نماز که برگشتم عیالم پرسید آیا امسال قصدی برای شرکت در انتخابات دارید؟ پاسخ دادم نه ! استراحتکی کردم . مرحوم مهندس مجتبی هاشمی ساعت چهار و سی دقیقه بعد از ظهر زنگ زد و ضمن احوالپرسی جویای وضعیت من شد . که آیا برای انتخابات شرکت می کنم ؟ فی البداهه جواب دادم البته! عیالم نشسته بود با تعجب پرسید دو ساعت قبل جوابتان به من منفی بود . چه اتفاقی در این دوساعت افتاد که نظرتان تغییر کرد؟ یک ساعت نشد به مغرب رسیدیم . بعد ازنماز مغرب و عشا  سید عباس قریشی زنگ زد و پرسید امسال برای انتخابات چه می کنید ؟ پاسخ دادم در انتخابات حضور می یابم. بعدها ایشان به من گفت در جلسه ای بودیم و من از داخل جلسه به شما زنگ زدم  و ادامه داد که اگر شما نمی آمدید بنا داشتیم آقای سید نعمت ا... صالح را به میدان بیاوریم که  البته سید از دوستان خودمان بودند. از همان زمان رفقا فعال شدند و

برچسب‌ها:
م

فایل ها

نظرات

0 نظر برای این مطلب وجود دارد